پی سی هاستینگ

حرفه ای ترین قالب های وبلاگ

ابزار وبلاگ نویسی

مرجع راهنمای وبلاگ نویسان

سفارش طراحی اختصاصی قالب وبلاگ

تم دیزاینر

جایی برای نوشتن

سه‌شنبه ٥ شهریور ۱۳٩٢

تجربه " نوکر خود,آقای خود "

کلمات کلیدی :تجربه، حرف دل بعضی ها، خط مقدم

 

سلام و خدا قوت.

به دوستان فعال در عرصه فرهنگی،خصوصا کف میدانی ها پیشنهاد می کنم این مطلب رو حتما بخونن.یک تجربه بسیار کارآمد که شاید برای خیلی ها اتفاق افتاده باشه.حرف دل ناگفته خیلی از بچهای فعال در عرصه فرهنگی کف میدان انقلاب اسلامی که شاید تا به حال،فرصت بیان اون فراهم نشد.
خیلی وقت بود که قصد داشتم مطلبی در این مورد بنویسم که به طور اتفاقی در حال مرور وبلاگ یکی از اساتید بسیار خوب،دقیقا عین اون مطلبی که تو دلم بود رو باهاش رو به رو شدم.این مطلب از وبلاگ "گل میخ" استاد میری که لینکش در دفتر مجازی بنده موجود هست برداشته شده.امیدوارم مفید باشه.

.:: متن اصلی تجربه ::.

چه بسیار از ما که پس از گذراندن یک دوره فعالیت سخت و طاقت فرسا در یک مجموعه معمولاً دولتی و چه بسا خصوصی و هزینه کردن مقدار زیادی از وقت و انرژی مان به این نتیجه می رسیم دراین مدت نه تنها در راه آرمان و هدف مان کار نکرده ایم بلکه امیال و برنامه های مدیر یا مدیران آن مجموعه را  پیش برده ایم و به عبارتی دور خورده ایم.
و چه بسیار اخلاص هایی که به گِل می نشینند و چه بسا انگیزه های جوشانی که فروکش می کند و ... اگر چه کار جمعی همیشه بهتر از کار فردی است، اما این بدان معنا نیست که ما همیشه باید نیروی پیاده ی کسانی باشیم که نمی دانیم در پس سیاست هایشان چه می گذرد.
شاید علتی که مقام معظم رهبری به دانشجویان و فعالان فکری و فرهنگی لقب افسر دادند همین بود که بچه ها به خود بیایند و خود را باور کنند و خودشان پشت سر فرماندهی کل قوا حرکت کنند و خط خودی و دشمن را بصیرانه تشخیص داده و با یکدیگر یک جبهه را تشکیل دهند.
اگر خود بچه ها با هم و در کنار هم در هر قالب هیئتی، کانونی، تشکّلی و ... دست به فعالیت و برنامه ریزی بزنند و به عبارتی نوکر خود و آقای خود باشند، هرجا احساس کردند خطایی کرده‌اند، آن را اندوخته تجربه خود می کنند نه آنکه ناگهان به خود آیند و ببینند صرف خطای عمدی یا سهوی یک نفر دیگر شده اند.
هرجا نداشته باشند که خرج کنند، با هم سختی می کشند و با مرارت بیشتر و تلاش افزونتر، جبران بی پولی را می کنند. نه آنکه چشم باز کنند و ببینند بی پولی اش مال آن هاست و خرّاجی اش مال یک نفر بالاتر.
اگر یک روز بی اخلاصی به خرج دادند، توبه می کنند و به دامان خدا برمی گردند نه اینکه ناگهان متوجه شوند که سال ها اخلاص شان صرف ریاکاری یک عده دیگر شده.
اگر خودمان برنامه بریزیم و خودمان عمل کنیم و خودمان تجربه بیاندوزیم و البته از تجربه دیگران بهره ببریم، این برای ما خیلی بهتر است. و خلاصه اگر هوس نکنیم عنوان های گول زننده در رزومه ی ما باشند، کم کم خودمان انقدر بزرگ می شویم که اسم خودمان نقطه‌ی درخشنده‌ی رزومه‌ی ما خواهدشد. از ما گفتن بود.

پ.ن:این کار سخت است و لوازمی دارد که امیدوارم خواننده‌ی گرامی گمان نکند بنده از آن بی خبرم. ولی به همه‌ی دردسرهایش می‌ارزد. حاضرم ثابت کنم!  :)

پایان